میهن داکس با طعم جدید

به پاس قدردانی از تمامی بازدیدکنندگان و همراهان همیشگی میهن داکس که باعث پیشرفت روز افزون ما و همچنین امیدی برای ادامه بودند بر آن شدیم که این بار محیط میهن داکس را دلنشین تر از گذشته برای کاربران آماده سازیم که امیدواریم مورد توجه شما قرار گیرد لذا چنانچه مورد یا نکته نظری در ضمینه بروزرسانی اخیر میهن داکس دارید آن را از طریق بخش تماس با ما با ما در میان بگذارید
با تشکر - مدیریت میهن داکس دانلود تحقیق


تاریخ:  30 اردیبهشت 1397
تعداد صفحه:   32
قالب بندی :
نویسنده:   pishahang
قیمت:  3000 تومان


 بچه ها از سر و کله هم بالا می رفتند و ت حیاط دنبال هم می کردند، می ریختند و می پاشیدند و سر به سر من می گذاشتند و می خواستند بفهمند تو بقچه من چیه اونا هم مثل بزرگتراشون می خواستند از بقچه من سردربیارن. خواهر رخشنده تو ایوان می نشست و قاه قاه می خندید و موهای وز کردشو پشت گوش می گذاشت. با بچه ها هم صدا می شد و می گفت: خانوم بزرگ تو بقچه چی داری؟ اگه خوردنیه بده بخوریم!» و من می گفتم: «به خدا خوردنی نیس. خوردنی تو بقچه من چکار می کند؟» چارراهی بود شبیه میدونچه، گود و تاریک که همیشه او جا می نشستم. کمتر کسی از اون طرفا رد می شد و گدائیش زیاد برکت نداشت و من واسه ثوابش این کارو می کردم. موقعیت اجتماعی زن: اول حضرت معصومه را زیارت کردم و بعد بیرون در بزرگ حرک، چارزانو نشستم و صورتمو پوشوندم و دستمو دراز کردم طرف اونایی که بریا زیارت اومدند. نتیجه عشق: بقچمو باز کردم. اون نون خشکارو ریختم جلوی شمایل و بعد خلعتمو درآوردم و نشانشون دادم.

فهرست مطلب

داستان گدا

3

داستان ماهی و جفتش

7

داستان گاو

11

داستان گرگ

15

داستان مهمان ناخوانده

19

فعالیت ها

پاره ای از گزارشات در مورد فعالیت های میهن داکس

73

گوگل امروز

76

آنلاین ها

2495

بازدید

452

کاربران

669

خریدها

43057

مقالات

اطلاعات تماس

ایران - بوشهر
میدان رفاه - خیابان دوم
کافی نت طورسینا
تلفن: 33447933-077
میهن داکس را محبوب کنید: